عین لام

کوتاه نوشته هایی به کوتاهی عمر..
einlam.ir عين لام

2987


یک آیه از جهاد که تأویل گشته ام !

هرگز مگو مبارز تعدیل گشته ام!

این سرنوشت من است یا که آرزو

بهر سپاه  یهود ابابیل گشته ام !

2977


یه قطره اشکم  واسه تو نابه

از شوق حرم نوکر بی خوابه

شش دنگ دلم  وقف اربابه

    

2988

چون روضه خوان تو جبریل می شود

اشک  خدا  زغمت  نیل  می شود

لبخند تا بزنی  بر بهشتیان 

جنت به پیش پای تو تعطیل می شود

2984

چرا روح ما مجرد شد؟

در جواب مدتی مردد شد!!

وچون آدم متأهل گشت

برای کسب معاش مرتد شد!!

2978

بگویم زود

باید بروم دیر است.

می ترسم جا بمانم!

راستی تا به حال جا مانده ای؟

کاش تو هم می آمدی؟

کجا؟

باز گفتی کجا؟

البته حق داری

همیشه سر از ناکجا آباد در آوردیم در این فتنه ها 

آخرین بار یادت است 

انتخابات بود نه!

حالت بهم می خورد از روزنامه ها چون من!

نمی دانم کجا بود اما دیدم!

که بزرگ نوشته بود:

زمین به روی گسل عذاب!

نترس!

به آسمان برویم

نه!

جایی می رویم که پناهگاه آسمان است

کجا؟

فقط شتاب کن

تو هم بیا

روضه حسین علیه السلام

دیر شد بیا برویم!


3130

بگویم زود

باید بروم دیر است.

می ترسم جا بمانم!

راستی تا به حال جا مانده ای؟

کاش تو هم می آمدی؟

کجا؟

باز گفتی کجا؟

البته حق داری

همیشه سر از ناکجا آباد در آوردیم در این فتنه ها 

آخرین بار یادت است 

انتخابات بود نه!

حالت بهم می خورد از روزنامه ها چون من!

نمی دانم کجا بود اما دیدم!

که بزرگ نوشته بود:

زمین به روی گسل عذاب!

نترس!

به آسمان برویم

نه!

جایی می رویم که پناهگاه آسمان است

کجا؟

فقط شتاب کن

تو هم بیا

روضه حسین علیه السلام

دیر شد بیا برویم!


3131

می شنوی؟

صدای نعره های آسمان

با مشت بر دهان ابر می کوبد!

و تو گویی

دندانهای سفید شیری ابر است که فرو می ریزند!

همانها که بعدها تگرگ نامیدنش!

و شاید این

صدای مستضعفین عالم بالاست!

قصد تسخیر لانه شیطانی زمین نموده اند!

13آبان نزدیک است!

و نقش ما چیست؟

نقش من؟نقش تو؟

و شاید

صدای رعدوبرق است.


نکند صدای قلب توست.

راستی آخرین بار کی قلبت تپید؟

چه اشتباهی!

یادم نبود!

 مدتهاست قلبت را فروختی!نه!

به ازای چند بن کتاب!

و یک لیست حضوروغیاب!

اصلا چرا به تو گفتم ؟

مدتی است چشم هایم رو فروختم و گوشهایم نیز!

و هر روز صفحه نیازمندیهای کیهان را می خرم!




2982

نامه نوشت.

مدتی بود سرعت اینترنت آنقدر کم شده بود که ایمیل هایش نمی رفت.

بی مقدمه نوشت:

2986

در غیبت عینکی سیاه

               بی رنگ شد

     عالم رنگی ما دو تا

                 سرودم پر از امید

   عصای سفید من کجاست؟

2983

اسم شهرم،شهر دقیانوس ها!

اشتباه شد،شهر اختاپوس ها!

از برای شستن رنگ گناه

کم  بیاید  آب  اقیانوس ها !