عین لام

کوتاه نوشته هایی به کوتاهی عمر..
einlam.ir عين لام

3131

می شنوی؟

صدای نعره های آسمان

با مشت بر دهان ابر می کوبد!

و تو گویی

دندانهای سفید شیری ابر است که فرو می ریزند!

همانها که بعدها تگرگ نامیدنش!

و شاید این

صدای مستضعفین عالم بالاست!

قصد تسخیر لانه شیطانی زمین نموده اند!

13آبان نزدیک است!

و نقش ما چیست؟

نقش من؟نقش تو؟

و شاید

صدای رعدوبرق است.


نکند صدای قلب توست.

راستی آخرین بار کی قلبت تپید؟

چه اشتباهی!

یادم نبود!

 مدتهاست قلبت را فروختی!نه!

به ازای چند بن کتاب!

و یک لیست حضوروغیاب!

اصلا چرا به تو گفتم ؟

مدتی است چشم هایم رو فروختم و گوشهایم نیز!

و هر روز صفحه نیازمندیهای کیهان را می خرم!




2982

نامه نوشت.

مدتی بود سرعت اینترنت آنقدر کم شده بود که ایمیل هایش نمی رفت.

بی مقدمه نوشت:

2986

در غیبت عینکی سیاه

               بی رنگ شد

     عالم رنگی ما دو تا

                 سرودم پر از امید

   عصای سفید من کجاست؟

2983

اسم شهرم،شهر دقیانوس ها!

اشتباه شد،شهر اختاپوس ها!

از برای شستن رنگ گناه

کم  بیاید  آب  اقیانوس ها !

2985

یوسفم تویی و  تو  بنیامین

من چو یعقوب از فراق غمگین

قصه عشق ما جهانی شد

قصه های شب بچه ای در چین!

2981

کاش در حوض حرم قو می شدم

یا که در صحنت اذان گو می شدم

تا سرم  گردد نوازش گاه  تو

کاش پیش  پایت آهو  می شدم

2968


حضرت معصومه نانم داده است

مرده ای بودم که جانم داده است

بی سروپا،بی پناه و دوره گرد

کنج هیئت آشیانم داده است

2967


بر فاطمه اخت الرضا باشد درودم

محشرهمان لحظه درست بدو ورودم

آمد سراغم در یدش جامی ز کوثر

تا ذکر یا معصومه  مولاتی سرودم

2969


ای درد درمان را چرا کردی خبردار!

با درد اهل جنت و بی درد در نار!

شد قسمت ما وقت تقسیم مناصب

چون میثم تمار سر برچوبه دار!

2974

طبع شعریم به عشقت باز شد

تار  گیسویت برایم  ساز  شد

مرده بودم قرنهای بی حساب

تاشنیدم یاحسین اعجاز شد