عین لام

کوتاه نوشته هایی به کوتاهی عمر..
einlam.ir عين لام

1216

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۱، ۰۲:۱۲ ب.ظ
به دلش مانده بود

روزی دست مادر آب دهد...

 مادر می گفت"آب"

حسن و زینب از جا می پریدند...

تا مبادا حسین...

آخرین بار که برای مادر آب برده بود...

نفس زهرا بالا  نیامده بود از گریه...

نظرات (۵)

توسط:آذر
سلامخیلی قشنگ وجالب می نویسینموفق تر باشینبه روزمبه امید لبخند امام حاضرمان
توسط:لیلا
چرا؟؟؟میدونم هااا ولی دوست دارم شما بگین...در ضمن با اجازه لینکتون می کنم....عین لام:سوره تشنگی است این حسین...
توسط:پود
زیبای تلخ
توسط:کربلایم آرزوست...
حسین حسین حسین....
توسط:کربلایم آرزوست...
چکار می کنی با این وا‍‍ژگان و دل ما آقای لاری زاده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">