بندگی یعنی
خط کشیدن
دور هر چه دوست داری
و دوست داشتن هر چه
او دوست دارد
حتی اگر بی نهایت
متنفر باشی!
من قربانی
چند گمانِ توام...
زیر گیوتین قضاوتت
فهمیدن حقیقت
چه سود؟!
نامردترین قضاوت تاریخ بود
وقتی ندیده و نپرسیده
حکم داد به نامردی ام!
کسی گفت
از گناه بنویس
راست می گفت
گناه حقی گردن
یک نویسنده گنهکار دارد!
چشم ؛ گرسنه دیدن ابتذال ها
گوش ؛ تشنه نوشیدن شراب موسیقی
و دل ؛ سطل هوس به مدلهای خیابانی است
و خدا این وسط کجاست؟
خدایا
این روزها
به تو مشکوکم.
شهوت فرشته تو بود
برای خوار کردنم...
کنجکاوی مرا
به کجاها که نکشاند؟
برای دیدن عفو ودریای رحمتت
تن به گنه دادم!