وقتی نیستی
نوشتنم می گیرید عجیب
می ترسم از سر علاقه به نوشته ها
بنای نبودن را گذاشته باشی!
وقتی نیستی
نوشتنم می گیرید عجیب
می ترسم از سر علاقه به نوشته ها
بنای نبودن را گذاشته باشی!
کسی را
دوست داشتم
و دیگر ندارم
دل کندن
انقدرها هم
سخت نیست
فقط کافی است
عشق بزرگتری
برای خودت
دست و پا کنی!
صدای اذان بلند می شود
و باز نفس می زند زیر زوزه
که وای باز هم نماز!
خدایا تو به دل نگیر
نفس است و زوزه هایش!
شیطان
ادم تو بود
برای زمین زدن من
خدایا با ما هم?!
از تو دیگر
انتظار نداشتم
درِ قفس را
که باز گذاشتم
دق کرد و مُرد!
گفته بود
این یعنی
دوستم نداری!