حالا یعنی دیگر
متمدن شدیم و باکلاس؟
دو کوچه آن طرف تر
جای مسجد و حسنیه
برای بچه ها
سرای محله و
فرهنگ سرا
ساخته اند!
جای هیئت و پایگاه
ngo زده اند!
بچه های محله می گفتند
فرق این ngo
با cng در چیست؟!
خدایا
تازه فهمیده ام
به تعداد گناهانم
شرک ورزیده ام
توحید زبانی حتی به درد
لای جرز دیوار هم نمی خورد
سیاست یعنی بازی ادم بزرگ ها!
و ما اینجا نشسته ایم برای
کف و جیغ و هورا...!
از آن همه عشق
شماره ایی ماند
یعنی فقط چند عدد!
تازه چند تا صفر هم
میانشان دلبری می کنند!
این را گفتم تا بدانی
نیت کرده ام آنها را برای ابد
پاک کنم از این گوشی !
فقط باید کمی
خودم را
جمع و جور کنم!
البته اگر این
سیم کارت لعنتی
مثل صد بار
قبل!
تو را گوشه ای
قایم نکرده باشد!
چهل روز است
شماره ات را
هر روز می گیرم
ولی خاموش است!
پی نوشت:
پنجشنبه چهلمین روز شهادت
علی اقای تمیمی
زائر کربلای حسین