یاران حسین را ببین
با سر دنبال اویند!
جای یاری حسین اشک ریختند.
لعنت بر این اشک بی موقع!
پی نوشت:
ما هم از این اشک ها داریم نه؟
آنان که به عشق هیئت دولت بودن آمدن
با زمزمه های شهادت، پا پس کشیدند!
حسین ماند و حسین...
وقتی حسین
آنگونه شهید شد
با افتخار سرش را بالا گرفت.
داستان نیزه ها این است!
اصحابش
برای لبخند او
چه کارها که نکردند!
آن همه زخمها
مقدمۀ یک نظر
حسین بود!
یاران حسین
شجاعت خود را
از عبادتشان داشتند
و من حالا علت ترس خود را می فهمم!