با کشتن حسین
خدا را زخمی!
و با اسارت زینب
بر این زخم
نمک ریختند...!
وقتی دید
با این دستها نمی شود
تا خیمۀ رباب پرید
باخود گفت "پس دست چه سود؟!"
اینجا بود که بی دستی را
برگزید عباس...!
شهادت را برای خودش
اسارت را برای خانواده اش
و شفاعت را برای ما برداشت حسین
زخم هایی
که از حسین خوردند را
با زینب و بچه ها
حساب کردند
کوفیان!
برای کشتنت سنگ تمام گذاشتند!
و من هنوز برای عزایت....!
بخشش مرا
حسین
فرصتی به حسین دادند
تا تیرها را از بدن
بیرون بیاورد!
کوفیان میخواهند
با این کار جایی باز شود
برای تیرهای بعدی...!
نفس ما بند می آید
وقتی شیر
در گلوی طفل شیرخواره
گیر می کند!
حالا حسین چه کشید
وقتی تیر گیر کرد
در گلوی...