۲۲۵۴ مطلب با موضوع «اهل بیت :: امام حسین(ع)» ثبت شده است
حسین تیرِ نشسته بر سینه را
از پشت بیرون می کشد!
شاید می خواسته
به عباس اقتدا کند
که با افتادنش از مرکب
تیرهای نشسته بر سینه اش
از کمر بیرون زدند!
۰۱ آذر ۹۱ ، ۰۱:۱۶
۷
۰
عین لام
قرار بود
به قاتل حسین
جایزه ایی بدهند
حالا از بین قاتلینش
قرار است قرعه کشی کنند!
۰۱ آذر ۹۱ ، ۰۱:۱۱
۵
۰
عین لام
طلب آب از کوفیان
نه برای رفع عطش بود
حسین می خواست
فرصتی بدهد
تا دیر نشده
برگردند...!
۰۱ آذر ۹۱ ، ۰۱:۰۸
۶
۰
عین لام
می گفتند حسین
سیراب کردنت را
حواله کرده ایم
به جهنم...!
۰۱ آذر ۹۱ ، ۰۱:۰۴
۶
۰
عین لام
به خانۀ خدا چسبیدند حاجیان
تا ولی خدا کشته شود...
یکسال بعد کعبه در آتش میسوزد
شاید خدا می گفت
"این خانه را دیگر نمی خواهم..."
۳۰ آبان ۹۱ ، ۱۲:۰۹
۸
۰
عین لام
حسین
در کربلا
قلبش را
به خدا
اهدا کرد.
۳۰ آبان ۹۱ ، ۱۱:۵۱
۶
۰
عین لام
با پا نشان می داد به کوفیان
"اینجا"
دوباره می زد و می گفت
"اینجا"
می خواست هرجایی
که پیامبر بوسیده بود را
نشانشان دهد.
کاش به گوشش نرسیده باشد
لبان حسین را هم بوسیده است محمد...!
پی نوشت:
چند قطره اشک
۳۰ آبان ۹۱ ، ۰۱:۲۷
۹
۰
عین لام
می گفت شمر
"موسیقی حلال من
صدای شکسته شدنِ سینه ی حسین ...!
۳۰ آبان ۹۱ ، ۰۱:۲۳
۷
۰
عین لام
با خنده می گفت
"بیایید می خواهم برایتان منبر روم...!"
گفتند "شمر چه می گویی؟!
منبر کجا بود؟!"
گفت "سینۀ حسین!!!"
پی نوشت:
زبان عمل را گفته ام...
۳۰ آبان ۹۱ ، ۰۱:۲۲
۸
۰
عین لام
هر کار کردن
"جان" را از حسین بکَنَند
نشد...!
همه "جان"شان را دوست دارند
اما حسین فرق دارد
این بار "جان" عاشق او شده است
برای همین...
دست به هر کاری زدند
برای "جان" کَندَنِ حسین!
۳۰ آبان ۹۱ ، ۰۱:۱۸
۱۲
۰
عین لام