باورش سخت بود...
قصۀ آتش زدن خیمه هایت....
تا عاشورای سال 88
که به چشم دیدیم
نه!
انگار واقعیت دارد
و هستند کسانی که
خیمه های حسین را
بسوزانند!
چنان از تو می ترسند
کوفیان
که حتی بر نیزها
سرت را
با طناب بستند...!
آدم می شوم...
اما نمی مانم ...!
این گرۀ نماندن
فقط به دست تو
باز می شود
آقا...!
محمد آمده بود یاری حسین
و کوفیان برای اینکه عذاب وجدان نگیرند
می گفتند "علی اکبر"ست!!
پی نوشت: