حسین مختار نمی خواهد...!
مختارها همان نوش دارو
پس از مرگ سهراب اند
باید چون حبیب بود و زهیر....
توبه کرد
که چرا بعد از شهادت حسین
تاسف خورده است!
همین ابن ربیعی
که مشهد می روی زیارتش...
هرشب به خانۀ تو می آیم حسین
همین روضه را می گویم
به امید آنکه
فقط یکبار
به خانه ام بیایی...
می آیی؟
ضریح همان
پیراهن مزار حسین است
یابود پیراهنش!
و چقدر این دو
شبیه هم هستند...
کوفیان قصه ی
پیراهن یوسف و
شفای یعقوب را که شنیدند
انچنان به پیراهنت یورش برند
که هیچش نماند...
دهه اول استقبال از حسین است و
و تا پایان صفر
بدرقه از زینب....
چرا بدرقه را نیستیم؟!
مگر نمی بینید
کوفیان و شامیان امده اند
اما به استقبال زینب....!