۲۲۵۴ مطلب با موضوع «اهل بیت :: امام حسین(ع)» ثبت شده است
وقتی محاسنت را خونین میکردی
صدای "مظلومیت" هم در آمد...
۲۳ آبان ۹۱ ، ۰۰:۳۸
۰
۰
عین لام
با دست، زخم سینه را گرفت
می خواست به خدا بگوید حسین
"نگران نباش،چیزی نیست..."
۲۲ آبان ۹۱ ، ۱۷:۰۸
۵
۰
عین لام
تیر سمی
جگر حسین را
حسنی کرد!
۲۲ آبان ۹۱ ، ۱۷:۰۴
۴
۰
عین لام
میخ ها،پونز ها
به دیوار حسینیه فرو می روند
صدای دیوار را می شنوی؟
دارد ،می گوید "جانم حسین"
۲۲ آبان ۹۱ ، ۱۳:۳۱
۴
۰
عین لام
گاهی که بدجور دلتنگ می شوم
خود را روی پشت بام می بینم!
من و صورتی که رو به کربلاست
یک سلام بر حسین
و بعد...
این را از مسلمتان
یاد گرفته ایم آقا...
۲۲ آبان ۹۱ ، ۰۰:۲۵
۴
۰
عین لام
تیرها دعوا می کردند
تا جایی پیدا کنند
بر جسم شریفت...
۲۱ آبان ۹۱ ، ۲۰:۱۱
۳
۰
عین لام
دارد می رود ملاقات خدا
چشمانش را سرمه می کشد حسین
سرمه ایی از خون قلبش...!
۲۱ آبان ۹۱ ، ۲۰:۰۵
۴
۰
عین لام
چقدر خدا زجر کشید
وقتی می دید
برای تقرب به او
تو را می کشند حسین!
۲۱ آبان ۹۱ ، ۲۰:۰۰
۴
۰
عین لام
دعای تشنگان مستجاب میشود
بعد از عمو ،
دارد باران می بارد بر سر حسین
ولی باران، باران تیر است!
۲۱ آبان ۹۱ ، ۱۹:۵۶
۳
۰
عین لام
وقتی خدا را نادیده گرفتی،برای رضای دیگران...
خود را در صفوف لشکر کوفه
جستجو کن!
پی نوشت:
برای رضای یزید و پسر زیاد
حسین را به قتلگاه می برند!
۲۱ آبان ۹۱ ، ۱۹:۵۳
۳
۰
عین لام