دستان تو را
به انتقام دستانی
که محمد در غدیر
بالا برد بریدند
آری حیدر کربلا شدن
این چیزها را هم دارد!
دستان تو را
به انتقام دستانی
که محمد در غدیر
بالا برد بریدند
آری حیدر کربلا شدن
این چیزها را هم دارد!
یکی پدر
یکی پسر راآنقدر مظلومانه شهید کردند
که خدا خودش گفت"انتقامشان بامن"
و این شد همان
" یا ثارالله و ابن ثاره"
محاسنش را
خونی می کند
یاد آن رمضان
که بابا می گفت
"محاسنم
خونی می شود
حسین..."
یاد شب نوزدهم
شب ضربت
مرور می شود
تمام اینها برای او
کجا بهتر از
قتلگاه!؟
او همیشه
مقتدایش
علی است
حتی در
محاسن خونی!
در روزگاری
که گفتن علی جرم است
وسط معرکه فریاد می زند
"اَنا عَلِیُّ بنُ الحُسینُ بنُ عَلِیٍّ"
پس اربااربا شدنش
تعجبی نداشت
کربلا
تصفیه نژادی
علی ها بود!