۲۲۵۴ مطلب با موضوع «اهل بیت :: امام حسین(ع)» ثبت شده است
گفته بود:
"سرحسین را می خواهم و
دست عباس را..."
۲۳ مهر ۹۱ ، ۱۹:۴۵
۴
۰
عین لام
مشک را به دندان گرفته عباس...
کوفیان با تیر
شکار لحظه ها میکنند
و مشک را به سینه اش
می چسبانند!
۲۳ مهر ۹۱ ، ۰۱:۰۱
۲
۰
عین لام
قرار بر این میشود
حسین دشمن را به خود مشغول کند
و عباس با استفاده از این فرصت
آبی بیاورد برای بچه ها...
اینجاست که عباس
خود را سرزنش می کند!
چرا که حسین زخم ها میخورد
اما آبی به خیمه نرسیده است
۲۳ مهر ۹۱ ، ۰۰:۵۴
۵
۰
عین لام
شنیده بودند
عباس سقاست
از عمد آب را بستند!
فقط برای بی آبرو کردن سقا !!
۲۳ مهر ۹۱ ، ۰۰:۴۹
۴
۰
عین لام
بزودی
برای هرچه
به غیر حسین
اینجا نوشته ام
توبه میکنم!
۲۳ مهر ۹۱ ، ۰۰:۳۶
۶
۰
عین لام
ازعمود اهن برایش سنگین تر بود
حسین به او گفته بود
"جانم فدایت عباس"
۲۲ مهر ۹۱ ، ۰۰:۰۳
۳
۰
عین لام
از خجالت آب شد عباس
با خود میگفت "سقا باشی و بی آب..."
۲۲ مهر ۹۱ ، ۰۰:۰۲
۴
۰
عین لام
خواستند
دل زینب را بسوزانند
جلوی چشمش
بدن کشته های خود را
کفن کردند و خاک...
اما حسین را..
رها کردند
در دل بیابان ها
۲۱ مهر ۹۱ ، ۲۳:۵۸
۳
۰
عین لام
باید سبکتر شود...
چیزی برای انداختن
جز دستانش پیدا نمی کند!
حالا سرعتش بیشتر هم شده است
حتی باد هم به گردش نمی رسد!
اما ناگهان در بهت همه
«فَوَقَفَ الْعَبَّاسُ (ع)»؛
عباس می ایستد!
چرایش را از مَشکی
که تیر خورده باید پرسید!!
۲۱ مهر ۹۱ ، ۲۳:۰۸
۵
۰
عین لام
عباس تنهایی حسین را دید
و همین کافی بود
برای جان دادنش...!
۲۱ مهر ۹۱ ، ۲۲:۴۷
۵
۰
عین لام