تیری که به سینه خورده بود
از کمر بیرون کشیدی
می خواستی رد احسان
کوفیان نشود؟!!
تیری که به سینه خورده بود
از کمر بیرون کشیدی
می خواستی رد احسان
کوفیان نشود؟!!
آمده بود میدان کربلا...
تا از دست ندهند
مسابقه ی حسین کشی را...
دلهره پیدا می کنم شدید
و قلبم می زند تند تند
می دانی که
پشت نخل کمین کرده بودند
برای عباس...!
بال گرفتی...
آسمان بهشت دیدنی است با عباس!
پی نوشت: