چه بهتر
که لیلا نبود کربلا...!
حالا مگر رباب بود
با علی اصغرش
چه کردند؟!
چه بهتر
که لیلا نبود کربلا...!
حالا مگر رباب بود
با علی اصغرش
چه کردند؟!
چنان
فرق سرش را
نشانه گرفتند
که مو نمی زد
علی 10 محرم
با 19 رمضان!
فرصت نبود
حتی آب را
به دهانت برسانند
سه شعبه می خواست
میان بر بزند!
برای همین
به گلوی ششماهه
نشست!
نذر کرده بود
پهلویش بشود مادر بزرگی و
فرق سر هم بابا بزرگی!
به تمام اینها رسید کربلا
علی اکبر حسین...!
نگو علی اکبر
بگو حسین
خودش را
فرستاد
میدان...
عاشورا تو
چندین بار شهیدی شدی
امام شهیدم
حتی نگذاشتند
سیر دلت گریه کنی
بر سر نعش پسرت...
آدم برای هابیل
چهل شبانه روز
گریست...!