خواستند
صدای تو را خاموش کنند
و قرآن خواندت
روی نیزه ها
فریاد زد
پیروزی ات را
و راز بلند
بلند گریه کردنت
بر سر علی اکبر این بود
تو جای حضرت خدا
گریه کرده ایی حسین
دمشق را ببین
باز هم حرم و حرامی
دیدی حقیقت داشت
کل یوم عاشورا...!
برای آمدنت
نگاهمان تا دیروز
سوی کعبه بود و حجاز
ولی این روزها
حرم عمه جانت
زینب است!
حرف هایی در سینۀ حسین بود
که فقط با تیروشمشیر می شد
بیرون کشیده شوند!
بهترین دفاع
از حرم حضرت زینب
حمله به عربستان و اسرائیل است
پی نوشت:
دست بسته
همین روزها
یهودی ها را
در کوچه های شام
می گردانیم...