عین لام

کوتاه نوشته هایی به کوتاهی عمر..
einlam.ir عين لام

924

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۱، ۱۰:۱۴ ب.ظ
النگوی عروس

که در آب افتاد.

کشتی را روی سرش گذاشت...

لحظاتی بعد

همه دیدند آب آنقدر پایین آمد...

تا النگو روی زمین پیدا شد.

نفس کسی بالا نمی امد

گویا کشتی سواری می کرده اند

وسط کویر...!!

امام با آرامش گفت:

" ملوانی

نمی خواهد  النگو را بالا بیاورد؟"

می گفت آرام باشید

لطف خدا  بوده!!


منبع:

 روضه کافى : ج 8، ص 168، ح 232.

نظرات (۳)

توسط:یک پنجره
سلاماز این پست استفاده کردم
توسط:کهف گمنامی
بیا آب آورده ام . . .---------------مطالب زیبایی بود/یاحق/.
توسط:راجی
دوست ندارم اینجوری اماممو بشناسم.اینها که می فرمایید بدیهیاته.نمی دونم چرا بعضیا خوراکشون اینه این داستانو رو بشنون. لاَ فَرْقَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهَا إِلاَّ أَنَّهُمْ عِبَادُکَ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">