عین لام

کوتاه نوشته هایی به کوتاهی عمر..
einlam.ir عين لام

3091

بچه های مسجدکوفه

آمدن کربلا

کشتن حسین

قربة الی الله

3092

نکنــد در مسجدی
که به شکرانۀ قتل حسین
 بناشده است
به نماز بایستیم!

3093

  زینب دختر پیامبر
از مکّه به مدینه مهاجرت میکرد
که با نیزه به محملش زدند

فرزندش سقط شد

 خبر  به پیامبر میرسد ،

همۀ آنان را لعنت کرد .

یازهرا...


3095

سلام بر هیئتم

به تنهاپل ارتباطی من باخدای حسین

سلام بر هیئتم

که گر نبود

در طوفان های آخرالزمان

در سونامی شهوت

در زلزلزهای چندریشتری نفس

یارای مقاومت نبود.

سلام بر هیئتم

که محل رفت وشدِ ملائک مقرب خداست

و مگر خدا جز شما گریه کنندگان بر حسین

ملک مقربی دارد؟

سلام بر هیئتم

که خانه زهراست

محل جلوس مولایم علی

و خیمۀ یوسف زهرا.

سلام بر هیئتم

به محفل خادمین شهدا...


3096

مرگ ما روزی است
 که روضه به پا باشد و
 ما جای دیگری باشیم.

3097

قران را چندقسمت کرد مثل جلسات ختم امروز

دستور داد همه قران بخوانند

تدبیر یزید بود تا مردم یاد حسین نکنند.

فایده نکرد

این اواخر شام شده بود عزاخانۀ حسین

مجبور شد

کاروان را راهی مدینه کند

و گناه کشتن اهل بیت را گردن ابن زیاد.

3098

همه محاسبات را بهم ریخت.

سن و سال را

کوچک و بزرگی را

نشان داد می شود یک تنه قیام کرد

شهر ضدعلی را تبدیل به حسینیه کرد

به او اقتدا کنیم

به فاطمه بنت الحسین

به رقیه سلام الله علیها

3099

گفت چرا زنان و فرزندانت را کربلا می بری؟

فرمو د: خدا می خواهد آنان را در این راه اسیر ببیند

و این یعنی خدا می خواهد

ما زنان  و کودکانش را اسیر ببینیم

تا درس فدا کردن عزیزترین هایمان را یاد بگیریم.


3100

یزیدیان با مساجد مشکل نداشتند

که خود مسجدی بودند

آنان چشم دیدن حسینیه ها و هیئتها را نداشتند.

3104

سال 85 مرداد یه نشریه واسه هیئتی هاو طلبه ها چاپ کردیم که یه مقاله شو من نوشتم

خیلی سروصدا بپا شد متن پایین خلاصه ای از مقاله بنام روایت دلواپسی که می خونید:

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از دغدغه های مسئولین هیئته های مذهبی برای برگزار کردن هرچه بهتر مجالس آنگونه که در شأن اهل بیت علیهم السلام می باشد دعوت از سخنران خوب و خبره است.امروزه  بیش از هر زمان تشنگی دلهای پاک در سطوح گوناگون سنی و اجتماعی برای شنیدن حقلیق آسمانی را شاهد هستیم خصوصا مجالس حسینی که مملو از نوجوانان وجوانانی است که بستر فطری اماده ای باری فهم وتقویت گرایشهای دینی دارند.

و این مسولیت خطیر وحساس سخنرانان و خطیبان را سنگین تر می کند.اما جای بسی افسوس که منبرهای رایج در شهر ما از آسیب های فراوانی رنج می برد.و در  کثیری از این موارد شیوه های ناصواب در سخنرانی به منبر گریزی ختم می شود.

برخی از آسیبهای موجود در این عرصه را  به صورت مثالهایی زنده که در کنارمان وجود دارد می شماریم:

*.منبری ای که با خودروی ملی آمد از ساده زیستی برایمان گفت.

*.منبری که به دلیل عدم مطالعه می گفت:ببینیم رزقمون چیست.و باسخنانش مستمعین را به خلسه می برد

*.منبری و منبری هایی که یا دیر می آمدند یا اصلا نمی آمدند.خدا می داند چه می شد اگر موضوع ان شب وفای به عهد بود

*.منبری و منبری های که هنوز بسم الله نگفته به هیئت و هیئتی و مداحی و سینه زنی حمله می کنند و آنها را به باد مسخره و استهزا می گیرند

*.منبری ای که هر موضوعی مشخص می کردیم هنوز اندک زمانی نگذشته بر اساس دست نوشته های سالها پیش خود موضوعو عوض می کرد.

*.منبری ای که بین مقتل خوانی برحق مسلم ایران در انرژی هسته ای تاکید می کرد..........